تبلیغات
حرف های نگفته... شایدم گفته... - از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت

حرف های نگفته... شایدم گفته...

آمدم بردم ماندم آمد بردم رفتم مردم ای کاش رفته بودم (حالا اگه کسی فهمید یعنی چی ؟)

از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت

از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت 

 

خدا گفت آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم 

 

با خود فکر کرد و فکر کرد 

 

اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم 

 

خداوند به او داد 

 

اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم 

 

خداوند به او داد 

 

اگر ... اگر ... واگر 



اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود 

 

از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم 

 

خداوند گفت باز هم بخواه 

 

گفت چه بخواهم هر آنچه را که هست دارم 

 

گفت بخواه که دوست بداری 

 

بخواه که دیگران را کمک کنی 

 

بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی 

 

و او دوست داشت و کمک کرد 

 

و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند 

 

و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد 

 

رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست 

 

در نگاه و لبخند دیگران



[ دوشنبه 18 فروردین 1393 ] [ 02:12 ب.ظ ] [ parisa ] [ حرف دل تو() ]