حرف های نگفته... شایدم گفته...

آمدم بردم ماندم آمد بردم رفتم مردم ای کاش رفته بودم (حالا اگه کسی فهمید یعنی چی ؟)

خدا

عکس های خنده دار و دیدنی آخر هفته !! (69) www.taknaz.ir

[ پنجشنبه 15 اسفند 1392 ] [ 02:09 ب.ظ ] [ parisa ] [ حرف دل تو() ]

کوتاه ترین قصه دنیا



کوتاهترین قصه دنیا! 

.

.

.

.

.

.

.

.

"رفت"...




[ پنجشنبه 15 اسفند 1392 ] [ 02:09 ب.ظ ] [ parisa ] [ حرف دل تو() ]

..........





بعد از تو کنار زندگی جا ماندم!


در شهر پر ازدحام ،تنها ماندم


دستی به سرم نیامد و سایه نکرد


در قسمت انتهای دنیا ماندم.




[ پنجشنبه 15 اسفند 1392 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ parisa ] [ حرف دل تو() ]

به سلامتی پت و مت


گفت: بزن به سلامتیه پت ومت


گفتم:حتما به خاطراینکه خنده دار بودن؟؟


گفت: نه،به خاطراینکه تاتهش باهم بودن..



[ پنجشنبه 15 اسفند 1392 ] [ 02:02 ب.ظ ] [ parisa ] [ حرف دل تو() ]

جملات ارزشمند



زندگی ریاضیات است . خوبی ها را جمع کنید ، دعواها را کم کنید ، شادی ها را ضرب کنید ، دردها را تقسیم کنید ، نفرت


ها را زیر رادیکال ببرید . عشق را به توان برسانید .


راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد. ژان داوید



زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته برمیگردی


نیازی به پاک کن نداشته باشی.


[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

جمله ای زیبا


هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن ؛ حرمت ها شکسته می شود ...


هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن ؛ تبدیل به وظیفه می شود ... !!!



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

بالا تر از بهشت

نمےتوانم کلامے در مورد اش بنویسم و عاجزم

فقط از خدا مےخواهم کہ :

خـدایا بالاتر از بهشت هم دارے..؟

برای زیر پاے « مــــــــادرم » مے خواهم ... (!)


[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:44 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟


می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟


چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی


اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که


نمی خوای از دستش بدی.....!



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

یه جایی تو زندگی

یـه جـایی هـم هسـت تـو زنـدگی


بعـد از کلــی دویــدن



یهـو مـی ایستــی!!!


سـرتـو  مینــدازی پـائیـن و آروم میگـی :


.

.

.

خدایــا ...


دیگــه زورم نمیــرسـه!!!


[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

کریستوفر مارلو


مرا اندکی دوست بدار، ولی طولانی

کریستوفر مارلو


[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:33 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

طنز


اگر شما از جلمه افراد باهوش هسیتد بگویید اشبتاه کجاست؟؟؟


۱۲۳۴۵۶۷۸۹


۱۲۳۴۵۶۷۸۹


۱۲۳۴۵۶۷۸۹


یعنی شما الان به این موضوع تمرکز کردید؟؟؟


اشتباه این هست که


کلمه هسیتد-هستید و اشبتاه-اشتباه


من نگفتم اشتباه در اعداد هست!!!!


بهتر نیست برگردیم اول اتبدایی بخونیم ؟


حتی کلمه اول ابتدایی هم اشتباهه!!


پس بریم اول مهد کودک بخونیم…


حتی کلمه مهد کودک هم اشتباهه!!!


چرا رفتید دوباره مهد کودک رو ببینید؟؟؟؟


ههههههههههههههههه



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

صـــاف و ساده نبــاشید


حواستون باشه

 

تو زندگیتون زیـادی هــــم صـــاف و ساده نبــاشید ! 


چون آدمــا تو جــــــاهای صاف


 بیشـتر مــی‌تونن ویـــراژ بدن و راحت دورتون بزنن !!!



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

دنیا اینجوریه دیگه


دنیا اینجوریه دیگه ،


 اگرگریه کنی میگن کم آورده،


بخندی میگن دیونست ،


 اگردل ببندی تنهات میزارن،


عاشق بشی دلتو میشکنن ،


 با این حال باید لحظه هایی را گریست،


دمی راخندید


 ساعتی را دل بست 


وعمری را عاشقانه زیست... ...



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

..........

بـاز در کـلبـه تـنـهـایـی خـویـش

عـکـس روی تـو مـرا ابـری کـرد

عـکـس تـو خـنـده بـه لـب داشـت

ولـی،

اشـک چـشـمـان مـرا جـاری

کـرد ..



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

خدایا...

 خــدایا ؟

کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . .

مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . !

ایـن یـک اعــتـراف اســت . . .

مــن .. بــی او .. دوام نــمی آورم



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

راه رفتن سگ روی آب

شكارچی پرنده سگ جدیدی خریده بود، سگی كه ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ میتوانست روی آب راه برود. شكارچی وقتی این را دید نمی توانست باور كند و خیلی مشتاق بود كه این را به دوستانش بگوید. برای همین یكی از دوستانش را به شكار مرغابی در بركه ای آن اطراف دعوت كرد.
او و دوستش شكار را شروع كردند و چند مرغابی شكار كردند. بعد به سگش دستور داد كه مرغابی های شكار شده را جمع كند. در تمام مدت چند ساعت شكار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می كرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب كند، اما دوستش چیزی نگفت.
در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟
دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا كند.»



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﺧﺎﻟﻘﻲ ﺩاﺭﻡ

ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﺧﺎﻟﻘﻲ ﺩاﺭﻡ

ﭼﻪ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺧﺪاﻱ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﺩاﺭﻡ

ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻧﺪ ﻣﺮا ، ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﮔﻨﻪ ﻛﺎﺭﻡ . . .



[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 11:16 ق.ظ ] [ parisa ] [ نظرات() ]

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]